افتتاح نمایشگاه آجرهای لعابدار بوکان استردادی از کشور سوئیس
امروز دوشنبه مورخ ۲۳ اسفندماه ۱۴۰۰ در آستانه نوروز باستانی موزه ملی ایران با مشارکت سفارت سوئیس در تهران و شهرداری و شورای شهر بوکان نمایشگاه آجرهای استردادشده از کشور سوئیس را گشایش کرد.
در این افتتاحیه کیم زیستلر، کاردار سفارت سوئیس در تهران، حاج انور حبیبزاده، نماینده مردم بوکان در مجلس شورای اسلامی، دکتر مرتضی ادیبزاده، مدیرکل موزهها و اموال منقول تاریخی ـ فرهنگی، دکتر جبرئیل نوکنده، رئیس کل موزه ملی ایران، حاج احمد رحمانی، رئیس شورای اسلامی شهر بوکان، مهندس رشید میرحسامی، شهردار محترم شهر بوکان، حاج کمال کریمی، عضو شورای اسلامی شهر بوکان، خانم ژیلا عبدی، عضو شورای اسلامی شهر بوکان، خانم گلاویژ حسینی، عضو شورای اسلامی شهر بوکان و آقای محمد مجدی، کارشناس شهرداری بوکان حضور داشتند. یوسف حسنزاده، رئیس گروه پژوهش موزه با تخصص مطالعات مانایی برنامه را اجرا و نمایشگاه را توضیح کارشناسی دادند. در حاشیه این برنامه از دو کتاب رونمایی شد: نخست کتاب دوزبانه ویژه نمایشگاه و دیگری کتاب معماری قلایچی که بخشی از نتایج کاوشهای این محوطه را در خود دارد.
شرح خبر
با گشایش نمایشگاه آجرهای بوکان به استقبال نوروز میرویم
سخنران نخست این همایش دکتر جبرئیل نوکنده، رئیس کل موزه ملی ایران بودند. دکتر نوکنده با اشاره به استرداد ۱۸ مجموعه از آثار تارخی ـ فرهنگی به موزه ملی ایران در طی دو دهه گذشته به شرح روند استرداد این مجموعه از آجرهی لعابدار قلایچی پرداخت و گفت: « استرداد ۵۱ قطعه آجر لعابدار مانایی محوطه قلایچی بوکان اما سرگذشت ویژهای دارد. آثاری که در اثر فعالیتهای غیرمجاز سوداگران در دهه ۱۳۶۰ خورشیدی از کشور خارج شدند و در سال ۱۳۷۰ در انباری در بندر چیاسو (نزدیک مرز سویس و ایتالیا) از سوی خانوادهای ایرانی برای فروش عرضه شد. دکتر جان کرتیس در مقام موزهدار موزه بریتانیا به نمایندگی از این موزه در ۱۷ مهر ۱۳۷۰ خورشیدی از این آثار بازدید کردند تا در صورت امکان موزه بریتانیا آنها را خریداری نماید. ایشان در حین بازدید متوجه شدند که این آثار متعلق به فرهنگ مانایی و محوطه قلایچی است و باید به ایران بازگردند. نهایتا با پیگیریهای دکتر جان کرتیس و مشارکت دستگاه دیپلماسی کشورمان ، معاونت میراث فرهنگی ، اداره کل موزه ها ، امور بین الملل و حقوقی وازتخانه میراث فرهنگی ، همکاری دستگاه قضایی کشور سوئیس، این آجرها در ۲۹ آذرماه ۱۳۹۹ در تهران تحویل موزه ملی ایران گردید».
دکتر نوکنده در ادامه از استاد اسماعیل یغمایی، استاد بهمن کارگر و یوسف حسنزاده برای بسط و توسعه شناخت پادشاهی مانا سپاسگزاری کردند و از دستاندرکاران استرداد این مجموعه، حامیان و همکاران برگزاری نمایشگاه تقدردانی کردند و اظهار امیدواری کردند در زادگاه این اثر یعنی بوکان شاهد برگزاری نمایشگاه باشیم و با این بیت شعر از فردوسی به استقبال نوروز رفتند و به سخنان خود پایان دادند:
همه ساله بخت تو پیروز باد / همه روزگار تو نوروز باد
بوکان: شهر استعدادهای خودآموخته
سخنران دوم جناب آقای حاج احمد رحمانی، رئیس شورای اسلامی شهر بوکان بودند. رحمانی که به نمایندگی از اعضای شورای اسلامی شهر و شهردار بوکان صحبت کرد ضمن قدردانی از برگزارکنندگان و حامیان این نمایشگاه، به ارائه توضیحاتی در مورد جغرافیا، اقتصاد، زبان و فرهنگ مردم بوکان پرداختند. احمد رحمانی اشاره کرد که بوکان شهری است که استعدادهای خودآموخته زیادی چون قالهمهره، حسن زیرهک، خاتوزین، عثمان رحمانزاده و دهها چهره هنری، ادبی و علمی دارد. ویژگی بارز این مردمان خلاقیت بالا و استعدادهای خودشکوفایی است که کمتر نمونه آن را در سایر مناطق میبینیم.
رحمانی ضمن معرفی بخشی از غنای فرهنگی شهر از نظر محوطهها و داراییهای فرهنگی، از وزارت میراث فرهنگی برای انتقال این آجرها به بوکان درخواست کمک کرد و گفت: «از زمانی که خبر استرداد این مجموعه و احتمال برگزاری نمایشگاه در بوکان مطرح شده است، مردم بوکان مشتاقانه برگزاری این را انتظار میکشند و برای تحقق ین رویا از مسئولین وزارت میراث فرهنگی تقاضای کمک کرد.
نمایشگاه آجرهای بوکان ماحصل دیپلماسی فرهنگی
سخنران سوم برنامه، دکتر مرتضی ادیبزاده، مدیر کل موزهها و اموال منقول تاریخی ضمن ابراز خرسندی از برگزاری این نمایشگاه و قدردانی از بانیان و حامیان آن، اشاره کردند که شناخت مواریث و داراییهای فرهنگی ملتها باعث ایجاد تعلق خاطر و همدلی میشود و این همدلی به تقویت صلح پایدار جهانی خواهد انجامید. وی تلاش دکتر جان کرتیس از بریتانیا و دکتر رمی بوشارلا از پاریس برای بازگرداندن این آجرها به ایران، را مصداق همان همدلی و یارگیری دانست و گفت: «این دو بزرگوار اگر شناخت کافی از آثار تاریخی ـ فرهنگی ما نداشتند، گزارش دیگری به پلیس سوئیس میدادند و روال پرونده به سمت و سوی دیگری میرفت و احتمالا امروز ما این آجرها را در این موزه نداشتیم و سر از مجموعهای خصوصی در جای دیگری از جهان در میآوردند».
ادیبزاده در پایان با اشاره به درخواست رئیس شورای شهر بوکان برای انتقال این نمایشگاه به بوکان قول داد که این آجرها در هفته میراث فرهنگی، ۲۸ اردیبهشت در بوکان به نمایش درخواهد آمد و وزارت میراث همکاریهای لازم را در این زمینه انجام خواهد داد.
نبود آگاهی کافی، پاشنه آشیل ما در مباحث میراث فرهنگی
سخنران چهارم برنامه، حاج انور حبیبزاده، نماینده مردم شهرستان بوکان در مجلس شورای اسلامی ضمن قدردانی از برگزارکنندگان این نمایشگاه ارزشمند، به اهمیت قلایچی و ضرورت حفاظت از چنین محوطههایی پرداخت. وی نبود آگاهی کافی را پاشنه آشیل مباحث حوزه میراث فرهنگی دانست. وی افزود: «مردم ما به دلیل نداشتن آگاهی کافی، وسوسه یافتن گنج در سر میپرورانند و بازوهای اجرایی تخریب آثار باستانی کشورمان شدهاند». وی از رسانهها و وزارت میراث درخواست کرد که در این زمینه آگاهیرسانی داشته باشند و بر تقاضای مردم بوکان برای برگزاری این نمایشگاه در شهر بوکان تاکید کرد و گفت: «به نمایندگی از مردم بوکان در جمع شما حاضر شدهام و میخواهم بلندپروازانه بگویم به این اقدام پرشکوه شما میبالم ولی به آن قانع نیستم. مردم بوکان، به عنوان وارثان این فرهنگ گرانمایه، حق دارند این آثار را از نزدیک ببینند و یقین دارم که استقبال کمنظیری از آن صورت خواهد گرفت». حبیبزاده تأکید کرد: «دانستن حق همه مردم ماست. لطفا در انتشار دانایی ما را همراهی کنید».
رنگارنگ و متنوع: همچون آجرهای بوکان
سخنران پنجم این برنامه، کیم زیستلر، کاردار فرهنگی سفارت سوئیس بود که با لحنی زیبا و مسلط به زبان فارسی سخنرانی خود را ارائه دادند. ایشان با مرور کوتاهی بر داستان استرداد آجرهای لعابدار بوکان و چگونگی بازگشتشان، آن را مصداق این شعر زیبای مولانا دانستند که «هرکسی کو دور ماند از اصل خویش، بازجوید روزگار وصل خویش».
ایشان از برگزاری این نمایشگاه ابراز خوشحالی کردند و گفتند که این پرونده نشان میدهد که همدلی بیشتری در حوزه میراث فرهنگی شکل گرفته است و این پرونده استرداد زمانبر، اما نهایتاً موفق، خشت دیگری است در روابط سرشار از اعتماد دو کشور. وی سخنان خود را با آرزوی گسترش روابط فیمابین با پایان برد. روابطی رنگارنگ و متنوع، همچون آجرهای بوکان.
همزمانی فرهنگی مانا با اورارتو و آشور
یوسف حسنزاده، رئیس گروه پژوهش موزه ملی ایران این برنامه را با ارائه توضیحاتی از پادشاهی مانا به پایان برد. وی توضیح داد که ماناها در میانه دو ابرقدرت زمانه خود، آشور و اورارتو، در منطقه کنونی جنوب دریاچه اورمیه، در حدود سده ۹ تا سده ۶ پیشازمیلاد حضور داشتند و هسته مرکزی آنها منطقه کنونی بوکان، سقز و تکاب است که محوطههای شاخصی چون قلایچی، زیویه و زندان سلیمان مدارک فرهنگی آنها را ارائه کردهاند.
وی ویژگیهای سرزمین ماناها را دسترسی به خاک حاصلخیز، آب فراوان، هسته فرهنگی قوی برشمرد و آنا را دیپلماتهای کاربلد در حوزه سیاسی توصیف کرد که توان بالانس قوا و تنظیم روابط با دو همسایه قدرقدرت خود را داشتند. ماناها سرانجام بخشی از پادشاهی ماد شدند و هخامنشیان آنان را به عنوان ماد میشناختند و دیگر از ماهیت سیاسی آنان در دوره هخامنشی خبری نیست.
رونمایی از دو کتاب و افتتاح نمایشگاه
پس از سخنان کوتاه یوسف حسنزاده، با حضور میهمانان برنامه از دو کتاب کاتالوگ نمایشگاه و معماری قلایچی رونمایی شد. نمایشگاه افتتاح و با راهنمایی یوسف حسنزاده، تور ویژه برای بازدیدکنندگان برگزار شد و عکس یادگاری در سردر موزه ایران باستان گرفته شد. این نمایشگاه تا ۳۰ فروردین به روی علاقهمندان باز خواهد بود.
پیوست اول: متن کامل سخنرانی دکتر نوکنده
جناب آقای کیم زیستلر، کاردار محترم سفارت سوئیس در تهران،
جناب آقای حاج انور حبیبزاده، نماینده مردم بوکان در مجلس شورای اسلامی،
جناب آقای دکتر مرتضی ادیبزاده، مدیرکل محترم موزهها و اموال منقول تاریخی ـ فرهنگی،
جناب آقای حاج احمد رحمانی، رئیس محترم شورای اسلامی شهر بوکان،
جناب آقای مهندس رشید میرحسامی، شهردار محترم شهر بوکان،
جناب آقای حاج کمال کریمی، عضو محترم شورای اسلامی شهر بوکان،
سرکار خانم ژیلا عبدی، عضو محترم شورای اسلامی شهر بوکان،
سرکار خانم گلاویژ حسینی، عضو شورای اسلامی شهر بوکان
جناب آقای محمد مجدی، کارشناس محترم شهرداری بوکان
به موزه ملی ایران خوش آمدید
تخریب و قاچاق اشیای تاریخی ـ فرهنگی یکی از معضلات کنونی بسیاری از کشورهای جهان است که باعث شکلگیری و تصویب کنوانسیونهای حقوقی متعددی شده است. ماحصل تلاشهای دیپلماتیک و دستاورد دیپلماسی فرهنگی کشورمان در چند دهه اخیر بازگرداندن حداقل ۱۸ مجموعه از اشیای تاریخی فرهنگی به کشورمان بوده که در موزه ملی ایران جای گرفتهاند.
استرداد ۵۱ قطعه آجر لعابدار مانایی محوطه قلایچی بوکان اما سرگذشت ویژهای دارد. آثاری که در اثر فعالیتهای غیرمجاز سوداگران در دهه ۱۳۶۰ خورشیدی از کشور خارج شدند و در سال ۱۳۷۰ در انباری در بندر چیاسو (نزدیک مرز سویس و ایتالیا) از سوی خانوادهای ایرانی نگهداری و برای فروش عرضه شده بود. دکتر جان کرتیس در مقام موزهدار موزه بریتانیا به نمایندگی از این موزه در ۱۷ مهر ۱۳۷۰ خورشیدی از این آثار بازدید کردند تا در صورت امکان موزه بریتانیا آنها را خریداری نماید. ایشان در حین بازدید با توجه به تخصصشان در عصر آهن ایران متوجه میشوند که این آثار متعلق به فرهنگ مانایی و محوطه قلایچی در شمال غرب ایران است و جزو آثاری هستند که باید به ایران بازگردند و به موزه بریتانیا توصیه میکند که موزه نباید این آثار را بخرد و این آثار باید به ایران بازگردانده شود. اما مالک آثار در این مورد دو دل بودند و دکتر کرتیس به موزههای دیگر هم توصیه میکند که از خرید آنها خودداری نمایند.
نهایتا در سال ۱۳۹۱، دکتر جان کرتیس از سوی مالک اطلاع پیدا میکند که آجرها در سال ۱۳۸۷ از سوی مقامات سوئیس براساس قانون دفتر فدرال انتقال اموال فرهنگی مصادره شده است. با پیگیریهای دکتر جان کرتیس (که گزارش مفصل آن به قلم خود ایشان در همین کاتالوگ آمده است) و مشارکت دستگاه دیپلماسی کشورمان و نیز لطف و همکاری دستگاه قضایی کشور سوئیس، این آجرها در ۲۹ آذرماه ۱۳۹۹ در تهران تحویل موزه ملی ایران گردید.
پیش از همه مایلیم سپاس ویژه خود را به دکتر جان کرتیس تقدیم نماییم که پیگیری ۳۰ ساله ایشان باعث استرداد این آثار به کشورمان شد. تلاشهای دلسوزانه وکیل اصلی پرونده در لندن، دکتر جرمی سکات، وکیل سوئیسی، دکتر روهرر، سفیر کشورمان در لندن، حمید بعیدینژاد، مدیر مرکز امور حقوقی بینالمللی ایران (CILA) در پاریس، آقای جوادیان، همچنین معاونت میراث فرهنگی، اداره کل موزه ها، امور بین الملل و امور حقوقی وزارت میراث فرهنگی، سفارت کشورمان در سوئیس، مرکز دیپلماسی عمومی و رسانه ای وزارت امور خارجه ایران نقش بسیار مهمی در پیگیری و وصول نتیجه این پرونده طولانی، پیچیده و چندجانبه داشته است. از همه این بزرگواران بسیار سپاسگزاریم.
نکته دیگر که جای پرداختن دارد تلاش سه باستانشناس پرتلاش کشورمان است در شناخت و معرفی محوطه ارزشمند قلایچی: نخست استاد اسماعیل یغمایی، باستانشناس پیشکسوت که فصل نخست کاوشهای قلایچی را در شرایط اضطرار انجام داد. استاد بهمن کارگر، سرپرست ۸ فصل از کاوشهای قلایچی که دانش ما در مورد این محوطه مدیون تلاش این دو بزرگوار است. خدا انشالله به هر دو بزرگوار سلامتی و طول عمر با عزت عطا فرماید.در آستانه سالگرد استاد کابلی هستیم شادروان هم مقاله ای درباره استراد آجرهای بوکان دارد روحش شاد
ما امروز علاوه بر گشایش نمایشگاه، رونمایی از دو کتاب داریم. کتاب نمایشگاه آجرهای استردادی و کتاب معماری قلایچی که بخشی از نتایج کاوشهای تیم استاد کارگر است. هم برگزاری نمایشگاه و هم انتشار این دو کتاب بدون تلاش شبانهروزی رئیس گروه پژوهش موزه ملی ایران، یوسف حسنزاده، مقدور نبود. از ایشان هم سپاسگزاریم.
برگزاری نمایشگاه آجرهای استردادی مرهون همکاری و هماهنگی همکاران بسیاری است که از همه آنها متشکریم. سفارت محترم سوئیس در تهران و شهرداری بوکان حامی مالی ما برای چاپ کتاب نمایشگاه بودند.
بخش مرمت موزه ملی ایران در ترمیم این آجرها و استحکامبخشی لعابها و آمادهسازی برای نمایش نقش بیبدیلی داشتند. واحد معرفی آموزش، سرکار خانم رضایی، موزه ایران باستان، سرکار خانم سپیدنامه، انتشارات موزه، سرکار خانم غفوری و معاون امور فرهنگی موزه، دکتر بیگلری، معاون امور اجرایی، آقای کمالوند ، امور بین الملل موزه ، دفتر گروه پژوهش، خانمها جهرمی و معتمدی، حراست موزه و یگان حفاظت موزه همکاری تنگاتنگی با این نمایشگاه داشتند و دارند آخرین، نه کمترین، سپاس و سلام خود را به مردم عزیز شهرستان بوکان تقدیم میکنیم که میزبان و میراثدار این آثار ارزشمند هستند. و در پایان آمادگی خود را برای برگزاری این نمایشگاه در شهر بوکان، زادگاه آجرها، اعلام میکنیم و برای پیشبرد این کار از همه ظرفیت هایمان استفاده میکنیم ما با این برنامه به استقبال نوروز می رویم و برای همگی ارزوی موفقیت در سال نو با دلی خوش دارم و به قول فردوسی بزرگ :
همه ساله بخت تو پیروز باد همه روزگار تو نوروز باد
پیوست دوم: متن کامل سخنرانی جناب رحمانی، رئیس شورای اسلامی شهر بوکان
بوکان شهری در تلاقی دشتهای دامنههای جنوبی دریاچه اورمیه و شروع ارتفاعات زاگرس شمالی، در منطقهای موسوم به موکریان در مرز سیاسی امروزی استانهای آذربایجان غربی و کردستان، یکی از مسیرهای اصلی تردد مسافران حوزه غرب (همدان، ایلام، کرمانشاه) به حوزه شمال غرب (اورمیه، تبریز و اردبیل) و بالعکس است. شهری با جمعیتی ۲۸۱ هزار نفری و دو رودخانه پر آب سیمینه و زرینه که آب شرب بسیاری از شهرهای شمال غرب ایران را تامین میکند. اقتصاد و معیشت مردمان بوکان بر کشاورزی و دامداری تکیه دارد.
در کنار این ویژگیهای اقلیمی، بوکان شهری از جنس تاریخ و فرهنگ است. شهری با هنرمندان خودآموخته نامدار چون استاد قالهمهره (استاد نامدار نی)، حسن زیرک (خواننده شهیر بوکانی)، خاتوزین (بانوی پیکرکساز)، عثمان رحمانزاده (استاد عروسکهای چوبی موسوم به پدر ژپتوی ایران) و دهها شاعر و نویسنده نامی که بر تارک هنر و ادبیات کردستان و ایران میدرخشند.
در محدوده امروزی شهرستان بوکان دهها محوطه باستانی قرار دارند که در میان آنها محوطههای علیآباد (با شواهدی از فرهنگهای مفرغ قدیم با قدمت ۵۰۰۰ ساله)، قلعه سردار (با سابقه سکونتی ۵۰۰۰ تا ۳۰۰۰ سال پیش) و قلایچی (معبدی از پادشاهی ماناها در ۲۸۰۰ سال پیش) درون کادری ۵ در ۱۰ کیلومتر و در همپوشانی با محدوده امروزی شهر بوکان کاوش علمی شدهاند. متاسفانه مقیاس کاوشهای علیآباد و قلعه سردار بسیار محدود (هر دو در حد یک ترانشه لایهنگاری) بوده و خود محوطهها هر کدام با وسعت بالای ۱۰ هکتار در زیر بافت شهری معاصر دفن شدهاند و تپه قلایچی با سابقه ۹ فصل کاوش علمی، همچنان منتشر نشده باقی مانده و محوطه نیز در وضعیت نامناسبی رها شده است.
استرداد آجرهای لعابدار قلایچی بوکان از کشور سوئیس با تلاش دستگاه دیپلماسی کشور و وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی و میزبانی و مدیریت موزه ملی ایران برگ زرین پر افتخاری است که امکان آشنایی مردم ایران زمین و ساکنان بوکان با میراث غنی این شهرستان را فراهم میکند. این نمایشگاه تلنگری است به مدیران کشوری و منطقهای که بیش از این میراث ارزشمند این خطه را نادیده نگیرند و یادآوری و هیهاتی است به کسانی که کمر به غارت میراث این سرزمین بستهاند و چنین بیرحمانه چوب حراج بر تاریخ و فرهنگ این گرانمایه میزنند.
برخود میبالیم که در برپایی نمایشگاه آجرهای استردادی قلایچی از کشور سوئیس سهمی داشتهایم و بخشی از این رویداد ارزشمند را به نوبه خود تسهیل کردهایم. از مدیران وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی، دستگاه دیپلماسی کشور، سفارت سوئیس در تهران و علیالخصوص مدیر پر تلاش و راهآشنای موزه ملی ایران، دکتر جبرئیل نوکنده که برپایی این نمایشگاه با تلاش و پیگیری خستگیناپذیر ایشان مقدور شد، بسیار سپاسگزاریم. امیدواریم این نمایشگاه گشایشی باشد به سوی کسب دانش عمیقتر ما نسبت به اهمیت حفاظت از مواریث فرهنگیمان و آغازی باشد بر انتشار و معرفی عالمانه یافتههای تاریخ دیرینمان در قالب کتاب و مقالات.
پیوست سوم: متن کامل مقدمه آقای دکتر ادیبزاده
دیپلماسی فرهنگی از اساسیترین پتانسیلهایی است که گاها کشورها از اهمیت آنها غافل میمانند. اینکه مسئولین در پی آن هستند از روابط سیاسی به منافع اقتصادی و سپس روابط فرهنگی برسند در اکثر موارد نادرست بوده است. چه بسیار بنبستهای سیاسی و اقتصادی که به لطف روابط فرهنگی حلوفصل شده است. اگر ملتها اطلاعات کافی از فرهنگ همدیگر داشته باشند، به صورت ناملموس به حافظان و سربازان آثار فرهنگی همدیگر تبدیل خواهند شد. آتش گرفتن موزهای در برزیل و کلیسایی در پاریس قلب همه جهانیان را به درد آورد و انفجار آثار بغداد، سوریه و بامیان افغانستان همه مردمان جهان را به ستوه آورد.
اگر آثار فرهنگی همدیگر را بیشتر بشناسیم، تعلق خاطرمان به همدیگر بیشتر خواهد شد و این در نهایت به گسترش صلح پایدار جهانی خواهد انجامید. در ابتدای برنامه اشاره کردند که دکتر جان کرتیس از بریتانیا و دکتر رمی بوشارلا از پاریس برای بازگرداندن این آجرها به ایران تلاش جدی کردهاند. این همان همدلی و یارگیریای است که شناخت فرهنگی ایجاد خواهد کرد. این دو بزرگوار اگر شناخت کافی از آثار تاریخی ـ فرهنگی ما نداشتند، گزارش دیگری به پلیس سوئیس میدادند و روال پرونده به سمت و سوی دیگری میرفت و احتمالا امروز ما این آجرها را در این موزه نداشتیم و سر از مجموعهای خصوصی در جای دیگری از جهان در میآوردند.
از سوی اداره کل موزهها، سیاست حوزه موزهداری ایران را تعامل با مردم ایران و جهان اعلام میکنیم. موزههای ما باید قدرت یارگیری داشته باشند، هم در سطح بینالمللی برای شناخت بیشتر کشورمان به جهانیان اقدام کنند و هم در سطح ملی و منطقهای برای گسترش و عمق دادن به دانش مردمان محلی تلاش کنند.
از موزه ملی ایران، سفارت سوئیس در تهران، دستگاه دیپلماسی کشور، شهرداری بوکان و سایر دستاندرکاران این نمایشگاه تشکر میکنم که این نمایشگاه را برای بازدید مردم عزیزمان در نوروز باستانی تدارک دیدند. امیدوارم شاهد تداوم چنین فعالیتهایی باشیم و میراثداران خوبی برای این فرهنگ پربار باشیم.
پیوست چهارم: متن کامل سخنرانی حاج انور حبیبزاده، نماینده مردم بوکان در مجلس شورای اسلامی
میراث فرهنگی حوزهای بسیار ارزشمند و در عین حال کمشناخته است. امروزه کشورهای بسیاری درگیر بحث فعالیت غیرمجاز و قاچاق آثار باستانیشان هستند و متاسفانه کشور ما هم از این داستان مستثنی نیست. یکی از محوطههایی که در چهار دهه اخیر ناملایمات بسیاری به خود دید محوطه مانایی قلایچی بوکان بود.
بوکانیها افسانهها و داستانهای بسیاری از آجرهای قلایچی شنیدهاند. آجرهایی که به روایت بسیاری از این مردم ترکیباتی از طلا داشت و با قیمتهای افسانهای به فروش میرسیدند. جامعه علمی ما امروزه به لطف کاوشهای باستانشناسی از ماهیت این آجرها اطلاع کافی دارد و جزئیات بسیاری در مورد آنها منتشر کرده است، اما باید بپذیریم که هنوز بسیاری از مردم محلی از این اطلاعات و دانستهها بی اطلاع هستند و در فضای آجرهای طلایی سیر میکنند.
آگاهی پاشنه آشیل مردم ماست. مردم ما به دلیل نداشتن آگاهی کافی، وسوسه یافتن گنج در سر میپرورانند و بازوهای اجرایی تخریب آثار باستانی کشورمان شدهاند.
امروز اصحاب رسانه در جمع ما حضور دارند. من از همین جا، از دوستان رسانه تمنا دارم همت کنند و آگاهیرسانی کافی در این حوزه انجام دهند. وزارتخانههای آموزشوپرورش و میراث فرهنگی نقش خود را در آموزش مردم به درستی انجام دهند.
یقین دارم یکی از کانالهای بسیار خوب برای آگاهیرسانی به مردم، برگزاری همین نمایشگاههاست. از موزه ملی ایران که این نمایشگاه را در سطح ملی برگزار کرده است بسیار سپاسگزارم. این نمایشگاه را مردم پایتخت و گردشگران خارجی بازدید میکنند و بیگمان نقش مهمی در معرفی این فرهنگ دیرین خواهد داشت. انتشار کتاب و بروشور برای نمایشگاه به دو زبان فارسی و انگلیسی هم به ماندگاری این اقدام خواهد افزود. اما من امروز سودای دیگری در سر دارم.
به نمایندگی از مردم بوکان در جمع شما حاضر شدهام و میخواهم بلندپروازانه بگویم به این اقدام پرشکوه شما میبالم ولی به آن قانع نیستم. مردم بوکان، به عنوان وارثان این فرهنگ گرانمایه، حق دارند این آثار را از نزدیک ببینند. اگر مردمان محلی از نزدیک با این آثار آشنا شوند و تخیلات و شایعههایی که از دور شنیدهاند را با واقعیتهای علمی آن تطبیق دهند، بیگمان دست از نابودی آثار و محوطهها بر خواهند داشت و این معضل کمرنگتر خواهد شد. مردم محلی اگر این آثار را از نزدیک ببینند بر غرور ملیشان افزوده خواهد شد و احساس تعلق سرزمینیشان بیشتر خواهد بود.
میدانم کارکنان ادارات و مسئولین شهر ما تجربه کافی در برگزاری چنین رویدادهایی ندارند و بودجه لازم را هم در اختیار ندارند، لیکن از همین تریبون از مدیریت موزه ملی ایران، مدیران و مسئولان وزارت میراث فرهنگی، سفارت سوئیس در تهران و تمامی بانیان و حامیان این نمایشگاه تقاضا دارم ما را در برگزاری این نمایشگاه در محل شهرستان بوکان همراهی کنند و اجازه دهند مردم بوکان نیز این ریشههای تاریخی خود را بشناسند و به جای تخریب به سرباز و میراثبان آنها تبدیل شوند. دانستن حق همه مردم ماست. لطفا در انتشار دانایی ما را همراهی کنید.
سپاسگزارم.
پیوست پنجم: متن کامل سخنرانی کیم زیستلر، کاردار سفارت سوئیس در تهران
جناب آقای دکتر نوکنده عزیز
دکتر ادیبزاده گرامی
دکتر حسنزاده گرامی
میهمانان عزیز
دیدن گشایش نمایشگاهی از آثار خلق شده در ۲۷۰۰ یا ۲۸۰۰ سال پیش لحظاتی ویژه را رقم میزند؛ چنین چیزی هر روز رخ نمیدهد: دستِ کم، نه برای من!
من باستانشناس نیستم – اما میتوانم زیبایی خارقالعاده آجرها را تشخیص دهم، و کوشش کنم شکوه ساختمانهای مزیّن به آنها را تجسم نمایم. هنرمندانی که این آجرها را ساختهاند در هنر خود استاد بودهاند. این اشیاء بصیرت قابل توجهی نسبت به تمدن مانایی به ما اعطا میکنند، که طی هزارهها در خاک پوشیده بود.
نمیدانم این آجرها چگونه کشف یا سرقت شدند و در دهه ۱۹۸۰ از انباری مهرومومشده در سوئیس سردرآوردند. اما میدانم که حفاظت و مراقبت از اشیاء تاریخی، طی ۵۰ سال گذشته، پیشرفتِ شایانِ جهانی داشته است. در سوئیس، قانونِ انتقالِ اشیای تاریخی انعکاسیست از پیمانِ ۱۹۷۰ یونسکو به قانون سوئیس. ایران نیز از امضاءکنندگانِ این پیمان است. ما هدفِ مشترکی را برایِ حفاظتْ از میراثِ فرهنگی و مبارزه با قاچاقِ آن دنبال میکنیم. این قانونْ شاملِ آجرهایِ بوکان نیز شدهاست، و به همین ترتیب، از نابودیِ بخشیْ زیبا از تاریخِ ملموسِ ایران جلوگیری کرده است.
آجرهایِ قلایچیْ طیِ بازرسی از انبارِ مهرومومشده، ضبط، و در سال ۲۰۱۶، به عنوانِ محتوایِ مجرمانه، مصادره شدند. بر اساس قانون سوئیس، اموال فرهنگی مصادرهشده باید به کشورِ مبداء خود بازگردند. این فرآیند از سویِ دکتر نوکنده در ۲۰۱۸ آغاز شد، و در ۲۰۲۰، سرانجام آجرها به ایران رسیدند.
یکی از همکاران من، این بیتِ بسیار بهجا از مولانا، درست از ابتدای مثنوی معنوی او را برای من فرستاد:
هر کسیْ کٌو دور ماند از اصلِ خویش
باز جُوید روزِگارِ وصلِ خویش
(البته این به آجرها مربوط میشود؛ نه به من!)
بسیار خُرسندم که این بخش از میراثِ فرهنگیِ ایران اکنون در معرضِ نمایشِ عموم قرار دارد. گواهی دیگر و بهویژه زیبا از غنایِ تاریخ و فرهنگِ ایران؛ و نیز گواهی به این حقیقت که قوانین بینالمللی به کار میآیند.
از تمامی افراد و مؤسسات دستاندرکار در این استردادِ زمانبر، اما نهایتاً موفق، سپاسگزارم: این بهراستی خِشتی دیگر است در روابطِ سرشار از اعتمادِ بینِ دو کشور ما. نمایشگاهِ «۷ هزار سال هنر ایران» را به خاطر میآورم که ۲۰ سال پیش، گنجینهای از اشیاء را از موزه ملی ایران به شهر من، بازل، آورد: جناب آقای تخت روانچی در آن زمان سفیر ایران در سوئیس بودند، و من افتخار آن را داشتم که سخنرانی معاون وزیر امور خارجه سوئیس را برای گشایش این نمایشگاه بنویسم.
مشتاقانه در انتظار فصول آتیِ روابطِ فرهنگیِ فیمابین هستم، و امیدوارم آنها هم، مانند آجرهایِ بوکان، رنگارنگ و متنوع باشند. بسیار سپاسگزارم.













